نهج‌البلاغه
از سخنان امیرالمؤمنین علی (ع)

خطبه ۱۹۴

متن عربی و ترجمهٔ فارسی

۲ شرح برای این بخش ↓
۱۹۴خطبه
نمایش

متن عربی

تصحیح صبحی صالح

ومن خطبة له (عليه السلام) يصف فيها المنافقين

نَحْمَدُهُ عَلَى مَا وَفَّقَ لَهُ مِنَ الطَّاعَةِ، وَذَادَ عَنْهُ مِنَ الْمَعْصِيةِ، وَنَسْأَلُهُ لِمِنَّتِهِ تَمَاماً، وَبِحَبْلِهِ اعْتِصَاماً. وَنَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، خَاضَ إِلَى رِضْوَانِ اللهِ كُلَّ غَمْرَة، وَتَجَرَّعَ فِيهِ كُلَّ غُصَّة، وَقَدْ تَلَوَّنَ لَه الاَدْنَوْنَ، وَتَأَلَّبَ عَلَيْهِ الاْقْصَوْنَ، وَخَلَعَتْ إِلَيْهِ الْعَرَبُ أَعِنَّتَهَا، وَضَرَبَتْ إِلَى مُحَارَبَتِهِ بُطُونَ رَوَاحِلِهَا، حَتَّى أَنْزَلَتْ بِسَاحَتِهِ عَدَاوَتَهَا، مِنْ أبْعَدِ الدَّارِ، وَأَسْحَقِ الْمَزَارِ.

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ، وَأُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ، فَإِنَّهُمُ: الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ، وَالزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ. يَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً، وَيَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً، َيَعْمِدُونَكُمْ بِكُلِّ عِمَاد، وَيَرْصُدُونَكُمْ بِكُلِّ مِرْصَاد. قُلوبُهُمْ دَوِيَّةٌ، وَصِفَاحُهُمْ نَقِيَّةٌ. يَمْشُونَ الْخَفَاءَ، وَيَدِبُّونَ الضَّرَاءَ. وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ، وَقَوْلُهُمْ شِفَاءٌ، وَفِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ. حَسَدَةُ الرَّخَاءِ، وَمُؤَكِّدُوا الْبَلاَءِ، وَمُقْنِطُوا الرَّجَاءِ. لَهُمْ بِكُلِّ طَرِيق صَرِيعٌ، وَإلى كُلِّ قَلْب شَفِيعٌ، وَلِكُلِّ شَجْو دُمُوعٌ.

يَتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ، وَيَتَرَاقَبُونَ الْجَزَاء. إِنْ سَأَلُوا ألْحَفُوا، وَإِنْ عَذَلُوا كَشَفُوا، وَإِنْ حَكَمُوا أَسْرَفُوا. قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلاً، وَلِكُلِّ قَائِم مَائِلاً، وَلِكُلِّ حَيّ قَاتِلاً، وَلِكُلِّ بَاب مِفْتَاحاً، وَلِكُلِّ لَيْل مِصْبَاحاً. يَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْيَأْسِ لِيُقيمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُمْ، وَيُنَفِّعُوا بِهِ أَعْلاَقَهُمْ. يَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ، وَيَصِفُونَ فَيُمَوِّهُونَ. قَدْ هيّأُوا الطَّرِيقَ، وَأَضْلَعُوا الْمَضِيقَ. فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطَانِ، وَحُمَةُ النِّيرَانِ ﴿أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾

ترجمهٔ فارسی

ترجمهٔ محمد دشتی

(از شرح خوئى بر مى آيد كه اين سخنرانى در شهر كوفه ايراد شده).

(وصف منافقان):

خدا را بر توفيقى كه بر اطاعتش داده، و ما را از نافرمانى باز داشته، ستايش مى كنيم، و از او مى خواهيم كه نعمتش را كامل، و دست ما را به ريسمان محكمش متّصل گرداند.

1. مشكلات رسالت:

و شهادت مى دهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست، كه در راه رضايت حق در كام هر گونه سختى و ناراحتى فرو رفت، و جام مشكلات و ناگواريها را سر كشيد. روزگارى خويشاوندان او به دو رويى و دشمنى پرداختند، و بيگانگان در كينه توزى و دشمنى با او متّحد شدند. اعراب براى نبرد با پيامبر عنان گسيخته، و با تازيانه بر مركب ها نواخته و از هر سو گرد مى آمدند، و از دورترين سرزمين، و فراموش شده ترين نقطه ها، دشمنى خود را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرود آوردند.

2. سيماى منافقان:

اى بندگان خدا شما را به ترس از خدا سفارش مى كنم، و شما را از منافقان مى ترسانم، زيرا آنها گمراه و گمراه كننده اند، خطاكار و به خطاكارى تشويق كننده اند، به رنگ هاى گوناگون ظاهر مى شوند، از ترفندهاى گوناگون استفاده مى كنند، براى شكستن شما از هر پناهگاهى استفاده مى كنند، و در هر كمينگاهى به شكار شما مى نشينند، قلب هايشان بيمار، و ظاهرشان آراسته است، در پنهانى راه مى روند، و از بيراهه ها حركت مى كنند. وصفشان دارو، و گفتارشان درمان امّا كردارشان دردى است بى درمان، بر رفاه و آسايش مردم حسد مى ورزند، و بر بلاء و گرفتارى مردم مى افزايند، و اميدواران را نا اميد مى كنند.

آنها در هر راهى كشته اى، و در هر دلى راهى، و بر هر اندوهى اشكها مى ريزند،(1) مدح و ستايش را به يكديگر قرض مى دهند، و انتظار پاداش مى كشند، اگر چيزى را بخواهند اصرار مى كنند و اگر ملامت شوند، پرده درى مى كنند، و اگر داورى كنند اسراف مى ورزند. آنها برابر هر حقّى باطلى، و برابر هر دليلى شبهه اى، و براى هر زنده اى قاتلى، و براى هر درى كليدى، و براى هر شبى چراغى تهيّه كرده اند.

با اظهار يأس مى خواهند به مطامع خويش برسند، و بازار خود را گرم سازند، و كالاى خود را بفروشند، سخن مى گويند اما به اشتباه و ترديد مى اندازند، وصف مى كنند امّا فريب مى دهند، در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست مى كشانند، آنها ياوران شيطان و زبانه هاى آتش جهنّم مى باشند: «آنان پيروان شيطانند، و بدانيد كه پيروان شيطان زيانكارانند».

______________________________________

(1). اشك تمساح.

ترجمهٔ سید جعفر شهیدی

و از خطبه هاى آن حضرت است كه در آن منافقان را وصف فرمايد:

او را سپاس مى گوييم بر توفيق طاعت و بر كنار داشتنمان از معصيت، و از او مى خواهيم منّتش را تمام كردن، و در رشته اطاعت او چنگ در زدن.

و گواهى مى دهيم كه محمّد (صلی الله علیه وآله) بنده او و فرستاده اوست، در راه خشنودى خدا هر سختى را كشيد، و هر اندوهى را جرعه جرعه نوشيد تا آنجا كه نزديكان دگرگونى پذيرفتند و از يارى كاستند، و دوران به كين او برخاستند. و عرب به رشته طاعت او گردن ننهاد، و از هر سو براى جنگ با وى به راه افتاد، و از دورترين خانه و دور افتاده ترين كاشانه، خود را بدو رساند و با او دشمنى نماند.

بندگان خدا شما را به ترس از خدا مى خوانم و از منافقان مى ترسانم، كه آنان گمراهند و گمراه كننده، خطا كارند و به خطاكارى وادارنده.

پى در پى رنگ مى پذيرند و راهى را نپيموده راه ديگرى مى گيرند. هر وسيلتى را براى گمراهيتان مى گزينند، و از هر سو بر سر راهتان مى نشينند. درونشان بيمار است و برونشان پاك، پوشيده مى روند، چون خزنده اى زيانمند و زهرناك، وصفشان داروست و گفتارشان بهبود جان و كردارشان درد بى درمان. رشك بران راحت -ديگرانند-، و افزاينده بلاى -مردمان-، و نوميد كننده اميدواران.

در هر راه يكى را به خاك هلاك افكنده اند، و به هر دلى راهى برده اند و بر هر اندوهى اشكها ريخته اند، و ثناى هم را به سلف فروخته اند و چشم در پى پاداش يكديگر دوخته. اگر بخواهند، بستهند و اگر ملامت كنند پرده درى كنند، و اگر داورى كنند اسراف ورزند.

برابر هر حقّى باطلى دارند، و برابر هر راستى مايلى، و براى هر زنده اى قاتلى، و براى هر در كليدى گشاينده، و براى هر شب چراغ تاريكى زداينده.

به هنگام طمع خود را نوميد نمايند، تا بازار خويش بيارايند، و بر بهاى كالاشان بيفزايند. مى گويند و به خلاف حقّ تقرير مى كنند، و مى ستايند و تزوير مى كنند. راه -باطل- را -بر پيروان خود- آسان نمايند، -و آنان را- در پيچ و خمهاش سرگردان. ياران شيطانند و زبانه هاى آتش سوزان. «آنان پيروان شيطانند و بدانيد كه پيروان شيطان زيانكارانند.»

پایان خطبه ۱۹۴
شرح‌های خطبه ۱۹۴شرح موردنظر را انتخاب کنید۲ شرح

با گشودن این بخش، شرح‌ها بارگیری می‌شوند.

کپی و اشتراک

عنوان، شماره و منبع همراه متن می‌مانند.