متن عربی
تصحیح صبحی صالحومن كلام له (عليه السلام) لما مر بطلحة بن عبد الله وعبد الرحمن بن عتاب بن أسيد وهما قتيلان يوم الجمل
لَقَدْ أَصْبَحَ أَبُو مُحَمَّد بِهذَا الْمَكَانِ غَرِيباً! أَمَا وَاللهِ لَقَدْ كَنْتُ أَكْرَهُ أَنْ تَكُونَ قُرَيْشٌ قَتْلَى تَحْتَ بُطُونِ الْكَوَاكِبِ! أَدْرَكْتُ وَتْرِي مِنْ بَنِي عَبْدِ مَنَاف، وَأَفْلَتَتْنِي أَعْيَانُ بَنِي جُمَحَ، لَقَدْ أَتْلَعُوا أَعْنَاقَهُمْ إِلَى أَمْر لَمْ يَكُونُوا أَهْلَهُ فَوُقِصُوا دوُنَهُ.
ترجمهٔ فارسی
ترجمهٔ محمد دشتی
(در ميدان نبرد جمل در سال 36 هجرى وقتى به جنازه طلحه(1) و عبد الرحمن بن عتاب(2) رسيد فرمود).
تأسّف بر كشتگان جمل:
ابو محمد (طلحه) در اين مكان، غريب مانده است. به خدا سوگند خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده بينم. به خونخواهى، بر فرزندان «عبد مناف» دست يافتم، ولى سر كردگانى «بنى جمح» از دستم گريختند. آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر بر افراشتند، و پيش از رسيدن به آن سركوب شدند.
_________________________________________
(1). طلحه، پسر عبد اللّه، پدرش از قبيله بنى تميم و مادرش دختر عبد اللّه بن عماد بود كه در جنگ جمل مروان بن حكم با تيرى او را كشت.
(2). عتّاب نوه اميّة بن عبد الشّمس بود.
ترجمهٔ سید جعفر شهیدی
از سخنان آن حضرت است چون به طلحه و عبد الرّحمن بن عتّاب ابن اسيد كه در نبرد جمل كشته افتاده بودند گذشت:
ابو محمد در اينجا غريب مانده است. به خدا خوش نداشتم قريش كشته زير تابش ستارگان افتاده باشند. كين خود را از بنى عبد مناف گرفتم، و سركردگان بنى جمح از دستم گريختند آنان براى كارى كه در خور آن نبودند گردن افراشتند. ناچار گردنهاشان شكسته، دست بازداشتند.
شرحهای خطبه ۲۱۹شرح موردنظر را انتخاب کنید۳ شرح
با گشودن این بخش، شرحها بارگیری میشوند.