متن عربی
تصحیح صبحی صالحومن كتاب له (عليه السلام) إلى الأسود بن قطيبة صاحب جند حلوان
أَمَّا بَعْدُ، فإِنَّ الْوَالِيَ إِذَا اخْتَلَفَ هَوَاهُ مَنَعَهُ ذلِكَ كَثِيراً مِنَ الْعَدْلِ، فَلْيَكُنْ أَمْرُ النَّاسِ عِنْدَكَ فِي الْحَقِّ سَوَاءً، فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي الْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ الْعَدْلِ، فَاجْتَنِبْ مَا تُنْكِرُ أَمْثَالَهُ، وَابْتَذِلْ نَفْسَكَ فِيمَا افْتَرَضَ اللهُ عَلَيْكَ، رَاجِياً ثوَابَهُ، وَمُتَخَوِّفاً عِقَابَهُ.
وَاعْلَمْ أَنَّ الدُّنْيَا دَارُ بَلِيَّةٍ لَمْ يَفْرُغْ صَاحِبُهَا فِيهَا قَطُّ سَاعَةً إِلَّا كَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَيْهِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَأَنَّهُ لَنْ يُغْنِيَكَ عَنِ الْحَقِّ شَيْءٌ أَبَداً، وَمِنَ الْحَقِّ عَلَيْكَ حِفْظُ نَفْسِكَ، وَالِاحْتِسَابُ عَلَى الرَّعِيَّةِ بِجُهْدِكَ، فَإِنَّ الَّذِي يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْ ذلِكَ أَفْضَلُ مِنَ الَّذِي يَصِلُ بِكَ، وَالسَّلَامُ.
ترجمهٔ فارسی
ترجمهٔ محمد دشتی
(نامه به أسود بن قطبه فرمانده لشكر حلوان(1) در جنوب شهر سر پل ذهاب امروزى).
مسئوليّت هاى فرماندهى:
پس از ياد خدا و درود. اگر رأى و انديشه زمامدار دچار دگرگونى شود، او را از اجراى عدالت بسيار باز مى دارد. پس بايد كه كار مردم در آنچه حق است نزد تو يكسان باشد، زيرا در ستمكارى بهايى براى عدالت يافت نمى شود.
از آنچه كه همانند آن را بر ديگران نمى پسندى پرهيز كن، و نفس خود را در حالى كه اميدوار به پاداش الهى بوده و از كيفر او هراسناكى، به انجام آنچه خداوند بر تو واجب گردانيده است، وادار ساز.
و بدان كه دنيا سراى آزمايش است، و دنيا پرست ساعتى در آن نمى آسايد جز آن كه در روز قيامت از آن افسوس مى خورد، و هرگز چيزى تو را از حق بى نياز نمى گرداند.
و از جمله حقّى كه بر توست آن كه نفس خويش را نگهبان باشى، و به اندازه توان در امور رعيّت تلاش كنى، زيرا آنچه در اين راه نصيب تو مى شود، برتر از آن است كه از نيروى بدنى خود از دست مى دهى. با درود.
_____________________________________________
(1). حلوان: شهر قديمى كوچكى از ايران، در اطراف عراق بود كه اعراب آن را در 640 ميلادى فتح كردند و سلجوقيان در سال 1066 ميلادى آن را به آتش كشيدند.
ترجمهٔ سید جعفر شهیدی
و از نامه آن حضرت است به اسود پسر قطيبه حاكم حلوان:
اما بعد، چون والى را هواها گونه گون شود او را از بسيارى عدالت، باز دارد. پس بايد كار مردم در آنچه حق است، نزد تو يكسان باشد، كه ستم را با عدل عوض ندهند.
پس خود را از آنچه مانند آن را نمى پسندى دور ساز، و نفس خود را در كارى كه خدا بر تو واجب فرمود در باز، حالى كه پاداش آن را اميدوارى و از كيفرش ترسان.
و بدان كه دنيا خانه آزمايش است و دنيا دار ساعتى در آن آسوده نبود، جز كه آسودگى وى در روز رستاخيز، مايه دريغ او شود، و هرگز هيچ چيز تو را از حق بى نياز نگرداند و از جمله حقها كه بر توست اين است كه نفس خود را بپايى، و به اندازه توانت در كار رعيت كوشش نمايى، كه آنچه از اين كار به دست مى آرى بهتر است از آنچه بذل مى دارى، و السلام.
شرحهای نامه ۵۹شرح موردنظر را انتخاب کنید۳ شرح
با گشودن این بخش، شرحها بارگیری میشوند.