متن عربی
تصحیح صبحی صالحومن كلام له (عليه السلام) لمّا أراده الناس على البيعة بعد قتل عثمان
دَعُوني وَالْـتَمِسُوا غَيْرِي; فإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَأَلْوَانٌ; لاَ تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ، وَلاَ تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ، وَإِنَّ الاْفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ، وَالْـمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ. وَاعْلَمُوا أَنِّي إنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ، وَلَمْ أُصْغِ إِلَى قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ، وَإِنْ تَرَكْتُمُونِي فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ; وَلَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ، وَأَنَا لَكُمْ وَزِيراً، خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّي أَمِيراً!
ترجمهٔ فارسی
ترجمهٔ محمد دشتی
(پس از قتل عثمان آنگاه كه مردم هجوم آوردند تا با امام على عليه السّلام بيعت كنند، در روز جمعه 25 ذى الحجّه سال 35 هجرى در مدينه فرمود).
علل نپذيرفتن خلافت:
مرا واگذاريد و ديگرى را به دست آريد،(1) زيرا ما به استقبال حوادث و امورى مى رويم كه رنگارنگ و فتنه آميز است، و چهره هاى گوناگون دارد و دل ها بر اين بيعت ثابت و عقل ها بر اين پيمان استوار نمى ماند، چهره افق حقيقت را (در دوران خلافت سه خليفه) ابرهاى تيره فساد گرفته، و راه مستقيم حق ناشناخته ماند.
آگاه باشيد، اگر دعوت شما را بپذيرم، بر أساس آنچه كه مى دانم با شما رفتار مى كنم و به گفتار اين و آن، و سر زنش سرزنش كنندگان گوش فرا نمى دهم. اگر مرا رها كنيد چون يكى از شما هستم كه شايد شنواتر، و مطيع تر از شما نسبت به رييس حكومت باشم، در حالى كه من وزير و مشاورتان باشم بهتر است كه امير و رهبر شما گردم.
_______________________________________
(1). شكّى نيست كه امام على عليه السّلام از طرف خدا به امامت منصوب شد و 120 هزار حاجى از سراسر بلاد اسلامى در غدير خم به امر خدا و ابلاغ پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امام بيعت كردند، امّا پس از 25 سال انحراف سياسى مردم در خلافت، و تغيير ارزشها، امام در اين سخنرانى اتمام حجّت مى كند، كه مى فرمايد: «مرا واگذاريد» يعنى شما تحمّل حكومت عدل را نداريد. امام، طلحه و زبير را در پيشاپيش جمعيّت مى ديد كه فرياد بيعت سر مى دهند، و مى دانست آنان از اوّلين گروههاى آشوب طلبى هستند كه پس از چند ماه، جنگ جمل را بر آن حضرت تحميل خواهند كرد.
ترجمهٔ سید جعفر شهیدی
و از خطبه هاى آن حضرت است چون پس از كشته شدن عثمان خواستند با او بيعت كنند:
مرا بگذاريد و ديگرى را به دست آريد، كه ما پيشاپيش كارى مى رويم كه آن را رويه هاست، و گونه گون رنگهاست. دلها برابر آن برجاى نمى ماند و خردها برپاى. همانا كران تا كران را ابر فتنه پوشيده است و راه راست ناشناسا گرديده.
و بدانيد كه اگر من درخواست شما را پذيرفتم با شما چنان كار مى كنم كه خود مى دانم، و به گفته گوينده و ملامت سرزنش كننده گوش نمى دارم. و اگر مرا واگذاريد همچون يكى از شمايم، و براى كسى كه كار خود را بدو مى سپاريد، بهتر از ديگران فرمانبردار و شنوايم. من اگر وزير شما باشم، بهتر است تا امير شما باشم.
شرحهای خطبه ۹۲شرح موردنظر را انتخاب کنید۴ شرح
با گشودن این بخش، شرحها بارگیری میشوند.