نهج‌البلاغه
از سخنان امیرالمؤمنین علی (ع)

خطبه ۱۶۸

متن عربی و ترجمهٔ فارسی

۴ شرح برای این بخش ↓
۱۶۸خطبه
نمایش

متن عربی

تصحیح صبحی صالح

ومن كلام له (عليه السلام) بعد ما بويع بالخلافة وقد قال له قوم من الصحابة: لو عاقبت قوماً ممن أجلب على عثمان؟ فقال:

يَا إخْوَتَاهُ! إنِّي لَسْتُ أَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ، وَلكِنْ كَيْفَ لي بِقُوَّة وَالْقَوْمُ الْـمُجْلبُونَ عَلَى حَدِّ شَوْكَتِهِمْ، يَمْلِكُونَنَا وَلاَ نَمْلِكُهُمْ! وهَاهُمْ هؤُلاَءِ قَدْ ثَارَتْ مَعَهُمْ عِبْدَانِكُمْ، وَالْتَفَّتْ إلَيْهِمْ أَعْرَابُكُمْ، وَهُمْ خِلاَلَكُمْ يَسُومُونَكُمْ مَا شَاؤُوا; وَهَلْ تَرَوْنَ مَوْضِعاً لِقُدْرَة عَلَى شَيء، تُرِيدُونَهُ؟!

إنَّ هذَا الاْمْرَ أَمْرُ جَاهِلِيَّة، وَإِنَّ لِهؤُلاَءِ الْقَوْمِ مَادَّةً. إنَّ النَّاسَ مِنْ هذَا الاْمْرِ ـ إذَا حُرِّكَ ـ عَلَى أُمُور: فِرْقَةٌ تَرَى مَا تَرَوْنَ، وَفِرقْةٌ تَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ، وَفِرْقَةٌ لاَ تَرَى لا هذَا وَلاَ هذَا، فَاصْبِرُوا حَتَّى يَهْدَأَ النَّاسُ، وَتَقَعَ الْقُلُوبُ مَوَاقِعَهَا، وَتُؤْخَذَ الْحُقُوقُ مُسْمَحَةً; فَاهْدَأُوا عَنِّي، وَانْظُرُوا مَاذَا يَأْتِيكُمْ بِهِ أَمْرِي، وَلاَ تَفْعَلُوا فَعْلَةً تُضَعْضِعُ قُوَّةً، وَتُسْقِطُ مُنَّةً، وَتُورِثُ وَهْناً وَذِلَّةً. وَسَأُمْسِكُ الاْمْرَ مَا اسْتَمْسَكَ، وَإذَا لَمْ أَجِدْ بُدّاً فَآخِرُ الدَّواءِ الْكَيُّ

ترجمهٔ فارسی

ترجمهٔ محمد دشتی

(پس از بيعت مردم با امام عليه السّلام در سال 35 هجرى گروهى از صحابه گفتند اى كاش شورشيان بر ضد عثمان را كيفر مى دادى، پاسخ فرمود):

1. واقع بينى در مبارزه:

اى برادران از آنچه شما مى دانيد بى اطلاع نيستم، امّا قدرت اجراى آن را چگونه به دست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نيرو به راه افتادند، بر ما تسلّط دارند و ما بر آنها قدرتى نداريم. هم اكنون بردگان شما با آنها مى جوشند، و باديه نشينان اطراف شما به آنها پيوسته اند. آنها در ميان شما زندگى مى كنند، و هر مشكلى را كه بخواهند بر شما تحميل مى كنند. آيا براى خواسته هاى خود تواناييد.

2. مشكلات جنگ داخلى:

كارى كه پيش آمده از جاهليّت است، شورشيان يار و ياور دارند، اگر براى كيفر دادنشان حركتى آغاز شود، مردم به چند دسته تقسيم مى شوند: گروهى خواسته هاى شما را دارند، و عدّه اى بر خلاف شما فكر مى كنند، و گروهى نه اين را مى پسندند و نه آن را. پس صبر كنيد تا مردم آرام شوند، و دل هاى مضطرب در جاى خود قرار گيرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود. اكنون مرا آسوده گذاريد، و در انتظار فرمان من باشيد، كارى نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كند، و اقتدار امّت ما را متزلزل سازد و سستى و زبونى به بار آورد، اين جريان سياسى را تا مى توانم مهار مى كنم، امّا اگر راه چاره اى نيابم با آنان مى جنگم (كه سر انجام درمان، داغ كردن است).(1)

______________________________________________

(1) ضرب المثل است. بقول حافظ: (تيغ سزاست هر كه را درك سخن نمى‏ كند)

ترجمهٔ سید جعفر شهیدی

[پس از آنكه با او به خلافت بيعت كردند، مردمى از صحابه بدو گفتند، چه شود آنان را كه بر عثمان شوريدند كيفر دهى، امام فرمود:]

برادران، چنين نيست كه آنچه را مى دانيد ندانم، ليكن چگونه نيرويى فراهم آوردن توانم اين مردم با ساز و برگ و نيرو به راه افتاده اند، بر آنان قدرتى نداريم و آنان بر ما مسلط گرديده اند. اينهايند كه بردگان شما به هواخواهى آنان به پا خاسته اند، و باديه نشينان شما بدانان پيوسته اند، آنان ميان شما به سر مى برند، هرچه مى خواهند بر سر شما مى آورند. آيا بر آنچه مى خواهيد تواناييد كارى كه پيش آمده است از جاهليت يادگار است، و اين مردم را كه به شورش برخاسته اند ياور و مددكار است.

هواى مردم در اين داستان اگر در ميان آيد گونه گون راه پيمايد. گروهى سخن شما را مى گويند، و گروهى راهى بر خلاف شما مى پويند. و گروهى نه با اين سوى و نه با آن سوى اند. پس شكيبا باشيد تا مردم آرام گيرند، و دلهاى رفته به جاى آيد، و حقّهاى -از دست شده- با مدارا گرفته شود. اكنون مرا آسوده گذاريد، و فرمان مرا كه به شما مى رسد چشم داريد، و كارى مكنيد كه قوّتى را متزلزل سازد، و يا نيرويى را از كار اندازد، يا ضعفى به كار آرد يا خوارى به بار آرد، و من چندان كه توانم دست از كارزار باز مى دارم، و اگر خود را ناچار ديدم روى به جنگ آرم، كه:

هر كجا داغ بايدت فرمود چون تو مرهم نهى ندارد سود

پایان خطبه ۱۶۸
شرح‌های خطبه ۱۶۸شرح موردنظر را انتخاب کنید۴ شرح

با گشودن این بخش، شرح‌ها بارگیری می‌شوند.

کپی و اشتراک

عنوان، شماره و منبع همراه متن می‌مانند.