متن عربی
تصحیح صبحی صالحومن خطبة له (عليه السلام) وفيها صفات ثمان من صفات الجلال
وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ: الاْوَّلُ لاَ شَيْءَ قَبْلَهُ، وَالاخِرُ لاَ غَايَةَ لَهُ، لاَ تَقَعُ الاْوْهَامُ لَهُ عَلى صِفَة، وَلاَ تُعْقَدُ الْقُلُوبُ مِنْهُ عَلَى كَيْفِيَّة، وَلاَ تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَالتَّبْعِيضُ، وَلاَ تُحِيطُ بِهِ الاْبْصَارُ وَالْقُلُوبُ.
ومنها : فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللهِ بِالعِبَرِ النَّوَافِعِ، وَاعْتَبِرُوا بِالاْي السَّوَاطِعِ، وَازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ، وَانْتَفِعُوا بِالذِّكْرِ وَالْمَوَاعِظِ، فَكَأَنْ قَدْ عَلِقَتْكُمْ مَخَالِبُ الْمَنِيَّةِ، وَانْقَطَعَتْ مِنْكُمْ عَلاَئِقُ الاْمْنِيَّةِ، وَدَهِمَتْكُمْ مُفْظِعَاتُ الاْمُورِ، وَالسِّيَاقَةُ إِلى الْوِرْدِ المَوْرُودِ، (وَكُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ). سَائِقٌ يَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا; وَشاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْهَا بِعَمَلِهَا.
ومنها في صفة الجنّة : دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، وَمَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ، لاَ يَنْقَطِعُ نَعِيمُهَا، وَلاَ يَظْعَنُ مُقِيمُهَا، وَلاَ يَهْرَمُ خَالِدُهَا، وَلاَ يَبْأَسُ سَاكِنُهَا.
ترجمهٔ فارسی
ترجمهٔ محمد دشتی
نابغه:زن معروفه،آلوده دامن،كه اسم مادر عمرو عاص بود،زن اسيرى كه عبد اللّه بن جدعان او را خريد چون فاسد و بى پروا بود او را رها كرد.وقتى عمرو عاص متولّد شد،ابو لهب،اميّة بن خلف،هشام بن مغيره،ابو سفيان و عاص بن وائل،هر كدام ادّعا داشتند كه عمرو،فرزند اوست.سرانجام عاص او را برداشت كه از دشمنان سر سخت رسول خدا بود،او بود كه پيامبر(ص)را ابتر ناميد كه خدا در سورۀ كوثر در جواب فرمود: B«إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ اَلْأَبْتَرُ» - : (همانا دشمن تو ابتر است)و آيۀ B«إِنّٰا كَفَيْنٰاكَ اَلْمُسْتَهْزِئِينَ» - : در بارۀ او و يارانش نازل شد،و عمرو عاص،در مكّه سر راه پيامبر(ص)سنگ و خار مىريخت!و او بود كه به كجاوۀ دختر پيامبر(ص)«زينب»حمله كرد و او را طورى كتك زد كه دچار سقط جنين شد،و پيامبر(ص)به او نفرين كرد،و او بود كه اشعار فراوانى بر ضدّ رسول خدا(ص)مىسرود و بچّههاى مكّه را تحريك مىكرد كه با صداى بلند براى آزار آن حضرت بخوانند،و او بود كه از طرف قريش مكه به دربار سلطان حبشه رفت تا مهاجران مسلمان را به مكّه برگرداند.(كتاب ربيع الأبرار زمخشرى عمرو عاص در اين فكر بود كه در ميدان صفّين روزى خودى نشان دهد،تا آن كه سوار نقاب دارى از سپاه امام على(ع)به ميدان آمد،عمرو فكر كرد حريف اوست،با سرعت در مقابل سرباز نقاب دار ايستاد و گرد و خاك كرد،وقتى حمله آغاز شد دانست كه آن نقاب دار،على(ع)است، در مانده شد چه كند؟مقاومت كند كشته مىشود،فرار كند آبرويش مىرود،هنوز انتخاب نكرده بود كه حملۀ سريع و ناگهانى امام به او مهلت نداد از روى اسب سرنگون شد،مرگ را با چشم خود ديد،ناگاه زشتترين حيله را به كار گرفت،كه عورت خود را آشكار كرد،و امام او را در پستى و رسواييش واگذارد،عمرو عاص با سرعت فرار كرد و خود را نجات داد،و در ميان دو لشكر آن روز،و تاريخ بشريّت آبروى خود را برد . ترجمه خطبه 85 خدا شناسى و گواهى مىدهم كه خدايى نيست جز خداى يكتا آغاز،اوست كه پيش از او چيزى نيست و پايان همه اوست كه بى نهايت است پندارها براى او صفتى نمىتوانند فراهم آورند و عقلها از درك كيفيّت او درماندهاند نه جزئى براى او مىتواند تصوّر كرد و نه تبعيض پذير است و نه چشمها و قلبها مىتوانند او را به درستى فرا گيرند ضرورت پند پذيرى اى بندگان خدا!از عبرتهاى سودمند پند پذيريد و از آيات روشنگر عبرت آموزيد و از آنچه با بيان رسا شما را ترساندهاند،بپرهيزيد و از ياد آورىها و اندرزها سود ببريد آن چنان كه گويا چنگال مرگ در پيكر شما فرو رفته و رشتۀ آرزوها و دلبستگىها قطع گرديده و سختىهاى مرگ و آغاز حركت به سوى قيامت به شما هجوم آورده است آن روز كه«همراه هر كسى گواه و سوق دهندهاى است »،سوق دهندهاى كه تا صحنۀ رستاخيز او را مىكشاند و شاهدى كه بر اعمال او گواهى مىدهد و قسمتى از اين خطبه) وصف بهشت در بهشت،درجاتى از يكديگر برتر و جايگاههايى گوناگون و متفاوت وجود دارد كه نعمتهايش پايان ندارد و ساكنان آن هرگز خارج نگردند ساكنان بهشت جاويد،هرگز پير و فرسوده نگردند و گرفتار شدائد و سختى ها نخواهند شد
ترجمهٔ سید جعفر شهیدی
و از خطبههاى آن حضرت است و گواهى مىدهم كه خدايى نيست جز خداى يكتا،كه بىانباز است و بىهمتا آغاز اوست،كه پيش از او چيزى نيست انجام اوست و نامنتهى است نه پندارها براى او صفتى داند و نه خردها اثبات چگونگى براى او تواند نه جزء جزءاش توان كرد ،و نه تبعيض پذير است و نه ديدهها و ياد دلها او را فراگير است و از خطبههاى آن حضرت است در يكى از روزهاى صفين و از نشانههاى آشكار عبرت گيريد از آنچه با بيانى رساتان ترساندهاند،خود را باز داريد و از يادآوريها و موعظتها سود برداريد كه گويى چنگالهاى مرگ بر شما آويخته است و رشتههاى آرزوتان را از هم گسيخته و سختيهاى-واپسين دم زندگى-به ناگاه بر سر شما رسيده و به آبشخورى كه در آمد نگاه شماست كشيده و هر نفسى را رانندهاى همراه است كه او را تا به محشر وى مىراند و گواهى كه بر كردۀ او گواهى مىدهد،و آنچه كرده است مىداند و از اين خطبه است در صفت بهشت پايههايى فروتر و برتر منزلهايى برخى از برخى بهتر نه نعمت آن بريده گردد و نه باشندۀ آن از آنجا رخت بربندد نه آن كه در آن جاودان است پير شود و نه آن كه در آن ساكن است فقير
شرحهای خطبه ۸۵شرح موردنظر را انتخاب کنید۳ شرح
با گشودن این بخش، شرحها بارگیری میشوند.